|
|
||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||
|
تا به حال متوجه شده ايد که بچه ها احتياج دارند که احساس تعلق به خانواده را تجربه کنند. رفتار منفي انجام دادن يکي از راههايي است که فرزند شما احساس تعلقش را تست ميکند. اين به معني اين نيست که فرزند شما آگاهانه فکر مي کند "من قدرت مي خواهم" و يا " من مي خواهم حساب پاک کنم" و يا من مي خواهم که انتقام بگيرم" بلکه بچه ها خيلي زود متوجه مي شوند که رفتار منفي برايشان توجه مياورد آيا پدر و مادرها باعث رفتارهاي منفي فرزندانشان مي شوند؟ خير. کودکان رفتار خود را انتخاب مي کنند. پدر و مادرها مي توانند رفتارهاي فرزندانشان را تقويت کنند و پيامي به فرزندانشان بدهند که رفتار بخصوصي را زياد تر و يا کم تر کنند با آگاه بودن به عکس العمل خود و رفتار خود و تغيير دادن رفتار خود مي توانيم رفتار فرزندمان را تغيير بدهيم . اگر کودکي هدف اين را دارد که با رفتار منفي توجه بگيرد و با اين قدرت حس کند و اگر ما طبق انتظار او وقتي که رفتار منفي مي کند به او توجه نکنيم انتظار او را بر آورده نکرده و در نتيجه ممکنه برآورده هاي رفتاري او را تغيير دهيم .با کلمات و رفتار خود به آنها نشان مي دهيم که از هدف آنها پشتيباني نمي کنيم و راه انتظارات انها را تغيير مي دهيم و فرزندانمان را به طرف هدفهاي مثبت ببريم : توجه آرش مي خواهد که پدرش با او بازي کند ولي پدر ميخواهد که تلفن کند. در نتيجه آرش با برادرش بازي مي کند و ماشينش راکه با آن بازي مي کند محکم به زمين مي کوبد. پدرش ميگويد :" آرش جان يواش تر آرام تر". آرش ميگويد " چشم بابا" ولي چند لحظه ديگر دوباره ماشينش را مي کوبد . پدرش دوباره ميگويد" من يکبار گفتم که ساکت تر" دو دقيقه بعد آرش داد ميزند " بابا بيا ببين چيکار ميکنم" . پدر عصباني است . پدر توجه ميدهد- غر ميزند و به آرش يادآوري مي کند که ساکت باش .آرش رفتار منفي خود را براي مدت کوتاهي رها مي کند ولي دوباره کاري مي کند که توجه پدرش را بگيرد . مشخصا ً پدر مي داند که آرش توجه ميخواهد. حالا آنکه پدر چه کار مي تواند انجام دهد؟ پدر مي تواند صداهايي را که آرش مخصوصا ً بوجود مياورد را نديده و نشنيده بگيرد. اگر پدر اين کار را انجام دهد بايد صورت و بدن خود را نيز کنترل کند تا عصبانيت خود را نشان ندهد و در اصل بايد خود را آرام کند پدر مي تواند به آرش حق انتخاب دهد . مي تواند به او بگويد " آرش جان من بايد اين تلفن را بزنم تو مي تواني اينجي بماني و آرام بازي کني و يا اينکه به اتاق ديگري بروي و راحت بازي کني تو انتخاب کن." اگر آرش قبول کرد پدر مي تواند دير تر با او بازي کند . در شرايتي ديگر که آرش رفتار مثبتي بروز مي دهد پدر مي تواند توجه مپبت به او بدهد. زمانيکه آرش انتظار توجه مثبت ندارد به اوتوجه دهد . :قدرت " مامان مامان مي تونه سميرا شنبه شب پيش ما بمونه." سحر 11 ساله از مادرش ميپرسد . مامان جواب ميده "نه. براي اينکه اين شنبه داريم مي رويم خونه خاله ات" سحر سعي مي کند که به مامانش بگويد او احتياج ندارد که خونه خاله اش بيايد و يا اصلا ً مهماني را تغيير بدهند. مامان با عصبانيت پاسخ ميدهد" اگر نيايي خالت ناراحت مي شه و نمي تونه مهماني را عوض کند چون تو نمي خواهي بيايي" سحر عصباني مي شود و شروع به بحث کردن با مامانش مي کند که اصلا ً خونه خاله اش را دوست ندارد و هيچ کس هم سن او اونجا نيست . مادر با عصبانيت داد مي زنه " خيلي خوب من زنگ مي زنم و يک بهانه اي مياورم براي خاله ات که تو نيايي" مادر عصباني است. مادر با سحر دعوا مي کند و سر او داد مي زند . سحر با مادر دعوا مي کند و و به او بند مي کند . مادر بالاخره کوتاه ميايد . مادر مي داند که سحر مي خواهد در اين بحث برنده شود و حرف خود را به کرسي بنشاند . هدف سحر قدرت به دست آوردن است . مادر چه مي تواند انجام دهد ؟ مادر مي تواند بحث نکند يا بحث را ادامه ندهد. با سکوت کردن و يا از اتاق بيرون رفتن از ادامه دادن به بحث مي توان جلوگيري کرد . پس از مدتي که مادر عصبانيتش پايين آمد براي سحر توضيح دهد که اهميت مهماني هاي فاميلي در چيست و اينکه سحر مسئول روابطش با فا ميل است و مسئول مهمان دعوت کردنش به خانه وقتي از قبل برنامه اي داشته است. : انتقام آزيتا و بچه هاي کلاسش از طرف مدرسه به پارک مي روند. يک هفته قبل از اين موعد آزيتا متوجه مي شود که که به اندازه کافي پول جمع نکرده و ده دلار از کيف پدرش برمي دارد آنشب پدر متوجه مي شود که ده دلار از کيفش کم است . پول را در اتاق آزيتا و کنار تختش پيدا ميکند. پدر شوکه مي شود و خيلي بهش بر مي خورد. او سر آزيتا داد ميزند:" اي دزد. بهت نشان ميدهم از کي ميتوني بدزدي. خيال کردي؟" آزيتا گريه مي کند وميگويد:" تو حق نداري که اتاق من را چک کني. اين ده دلار ماله منه." پدر داد ميزند:" حق نداري با مدرسه به پارک بري و خونه مي موني" آزيتا داد ميزنه:" ازت متنفرم ." پدر احساس عصبانيت مي کند و به او برخورده که از او دزدي شده و مي خواهد از آزيتا انتقام بگيرد پدر سعي مي کند که ازيتا را ناراحت کند. از اين طريق که نگذارد او با دوستانش به پارک برود آزيتا مي خواهد که پدرش احساس ناراحتي کند و به او ميگويد که از او تنفر دارد پدر ميداند که هدف آزيتا اينست که از او انتقام بگيرد پدر چه عکس العملي مي تواند نشان دهد ؟ پدر ميتواند جلوي عصبانيت و برخوردش را بگيرد و حالت انتقام به خود نگيرد. پدر مي تواند دعوا نکند. پدر ميتواند با آزيتا زماني صحبت کند که آرام است و ميتواند به او بگويد " دخترم من مشکلي دارم . من يک ده دلاري روي تخت تو مي بينم و يک ده دلاري از کيف من کم شده . ممکنه براي من توضيح دهي که چه اتفاقي ممکنه افتاده باشد. " با داد کشيدن و تحمت زدن رفتار فرزندتان درست نخواهد شد بلکه با بوجود آمدن اطمينان و راست گويي فضاي سالم بوجود ميايد : کمبود اعتماد بنفس شان در کلاس چهارم مي خواهد بسکتبال بازي کند . به مادرش مي گويد:" هيچکس مرا در تيمش نمي خواهد. چون خوب بازي نمي کنم و توپ را خوب نگه نمي دارم." مادر کمک مي کند تا شان به مسابقه برسد و تمرين کند. با او بازي مي کند ،از برادر بزرگش ميخواهد که با شان بازي کند. وقتي که توپ را در تور نمي اندازد مي گويد:" من هيچوقت درست بازي نخواهم کرد" مادر ديگر نمي داتد چه کند و چه بگويد و بالاخره ميگويد:" شايد بسکتبال بازي خوبي براي تو نيست ، من مي توانم با معلمت صحبت کنم و اگر نمي خواهي احتياجي نيست که بازي کني." مادر احساس نا تواني و نا اميدي راجع به بازي و قدرت شان ميکند. بعد از اينکه تمام سعيش را ميکند ديگر مي خواهد دست بکشد و کل ماجرا را رها کند مادر به شان مي گويد که با او هم عقيده است که او نمي تواند بسکتبال بازي کند شان اجازه مادر را دارد که بسکتبال را خوب بازي نکند و رها کند. شان ميگويد :" من نمي توانم" و مادر قبول ميکند چه کار ديگري مادر ميتواند انجام دهد؟ مادر مي تواند پشتکار را به شان نشان دهد و به اين آساني قبول نکند که شان بسکتبال بازي نکند، به او بگويد" من ميدونم که تو مي تواني توپ را در تور بياندازي ، من مطمئن هستم که مي تواني ياد بگيري، بخاطر اينست که در مدرسه بازي ميکني" مادر مي تواند مواظب باشد تا احساس ترحم براي شان نکند زيرا که شان هم براي خودش احساس ترحم خواهد کرد. مادر مي تواند از شان پشتيباني کند که بخواهد ياد بگيرد. براي شان اگر از5 تا توپي که به طرف تور رفت فقط يکدونه توي تور افتاد به او بگويد " ببين تو مي تواني توپ را بياندازي ، داري ياد ميگيري بارک اللًه" مادر ميتواند در مواقع ديگر از شان پشتيباني کند، براي مثال وقتي که شان مسئله حساب حل ميکند به او بگويد" به به ديدي وقتي بخواهي و سعي کني نتيجه خوبي ميگيري" بسياري از مواقع کودکي که مي گويد " من نمي توانم" توجه مي خواهد نه اينکه مي خواهد کارها را رها کند. بعضي از کودکان نيز به اين وسيله مي خواهند تنها بشوند و توجه ازآنها گرفته شود . به احساسات خود توجه کنيد. اگر احساسات عصبانيت در شما بوجود ميايد ممکن است که فرزند شما از آن توجه منفي ميگيرد ولي اگر احساس نا اميدي ميکنيد ، بعيد نيست که فرزند شما نيز احساس نا اميدي کند و بيشتر به حمايت شما احتياج دارد تا به توجه شما. بسيار مهم است که هدف فرزند خود را متوجه شويد و به جاي عکس العمل نشان دادن عملي انجام دهيد که به رفتارهاي آينده فرزندانتان کمک کنيد دكتر فوژان زيني |
||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|||||||||||||||