مقالات  
  از قدرت خلاقيت خويش سرنوشت خود را بنويسيد  
يکي از مؤثرترين راهها براي حل مشکلات در ايجاد ارتباط با ديگران اين است که اشخاص را از مسئله جدا کنيد و مشکل را مستقلا مورد بررسي و مطالعه قرار دهيد. در اين حالت به راحتي ميتوانيد به نقطه نظرها و نگرشهاي طرف مقابل گوش کنيد و با آرامش کامل بدون قضاوت و احساس عصبانيت به اين شنيده ها توجه کنيد . ديگر دليل و انگيزه اي براي جنگيدن بر سر مواضع و ديدگاههاي خود نخواهيد داشت. در اين صورت ديگران به تدريج به صميميت و حسن نيت شما پي خواهند برد و خود عضوي از فرايند خلاق حل مسئله مورد نظر مي شوند. اين همکاري و همکوشي شما دو نفر است که سر انجام راه حلهاي خلاق به دست ميدهد.راه حلهايي که اغلب از هر يک از راه حلهاي پيشنهادي انفرادي موثرتر بوده و هر دو طرف را راضي و خوشحال مي کند. در چنين مواردي لازم ميشود که هر يک از طرفين توقعات خود را کنار گذاشته و براي رسيدن به خواسته هاي اساسي خويش بخشي از خواسته هاي کم اهميت خود را رها کنند

مهمترين نقش هر کس در حل مسائل ارتباطي با افراد ديگر عادت به عامل بودن و پذيرفتن مسئوليت افكار، احساسات، گفتار و رفتار خويش است. هر گاه كه شخص اين مسئوليت را به عهده مي گيرد صاحب موهبت خود اگاهي مي گردد . منظور اين است که او مي تواند پاسخها و واکنشهاي خود را انتخاب کند و ديگر مجبور نيست که عکس العملهاي بي اختيار نشان داده و رابطه را صدمه بزند.در حاليکه افراد مظلوم و غير مسئول با انداختن مسئوليت به گردن حوادث يا شرايط از خود رفع مسئوليت مي کند. و تمام انرژي خود را صرف سرزنش و تنبيه طرف مقابل مي کنند. متاسفانه با استفاده از ديدگاه مظلوم و بدنبال مقصر گشتن ما در حقيقت از خود صلب قدرت كرده و قدرت را به دست آن موجودي مي دهيم که مقصر تمام نا مرادي ها و بد بختي هاي خويش مي دانيم . از همه بدتر اينکه اين قدرت را به نقطه ضعف هاي آن شخص داده ايم تا ثابت كنيم كه آن شخص باعث و باني گرفتاري ماست و ما خودمان در تغيير نتايج زندگيمان هيچگونه قدرت و اختياري نداريم و کودک درون ما خيالش راحت است که مرتکب هيچ گونه اشتباهي نشده و به اين ترتيب احساس گناه خويش را سرکوب و خاموش مي کنيم

اما كسي كه هر موضوعي را از ديدگاه يك شخص عامل و مسئول نگاه ميكند و داراي موهبت خودآگاهي است، متوجه مي شود كه خودش مشكل نيست بلكه مشكل دارد. او ميتواند سناريوي زندگي خويش را بازنويسي كرده و نيروي خلاق فكر خود را به كار بياندازد. او باور ميكند كه قرباني شرايط و عروسك خيمه شب بازي در دست حوادث يا افراد ديگر نيست. او حتي ميتواند جلوي عادت كردن و بي اختيار رفتار كردن خود را بگيرد و در برخورد با هر موقعيتي يا هر شخصي واكنش خويش را انتخاب كند

به خاطر داشته باشيد كه از زماني كه براي شما اتفاقي مي افتد تا زماني كه شما لازم داريد به آن حادثه پاسخ بدهيد فرصتي وجود دارد كه ميتوانيد پاسخ خود را با توجه به عواقب آن انتخاب كنيد. شما قادر هستيد كه جلو شرطي شدن خود را بگيريد و در هر شرايطي و با هر شخصي انتخاب و تصميم گيري جديدي داشته باشيد و به اين ترتيب آزادي را در خويش تجربه كنيد. هر چه شما آزادي خويش را اعمال كنيد بر دامنه آن افزوده ميشود. باور داشته باشيد كه دايره نفوذ شما و حيطه قدرت شما فقط در وجود افكار و رفتار شما است و شما نقشي در كنترل ديگران نداريد. هر گاه كه شما بر اساس اين باور در دايره نفوذ و قدرت خود كار كنيد و آزادي خويش را اعمال كنيد به تدريج از شخصيت مظلوم و صرفا واكنش خويش خارج و بدون توجه به شرايط‍ ژنتيكي و تربيتي خويش ، بدون توجه به اينكه تجربيات دوران كودكي شما چه بوده است و بدون توجه به شرايط محيطي و مدلي كه ديگران فكر و رفتار ميكنند، به شخصي آرام، مسئول و انتخاب كننده و با قدرت تبديل مي گرديد. ايمان داشته باشيد كه در آزادي انتخاب پاسخ، قدرت رسيدن به كمال و رشد و بالندگي و خوشبختي نهفته است

تصورش را بكنيد كه اگر مي توانستيد در محيط كار و يا حتي در محيط خانواده شرايطي را فراهم آوريد كه هر يك از افراد شركت به اين اعتقاد ميرسيد كه "كيفيت هر نتيجه اي در زندگي من با من شروع مي شود و اين من هستم كه بايد به انتخاب خود و بر اساس ارزشها و اصولي كه به آن اعتقاد دارم، تصميم بگيرم" چه اتفاقي مي افتد. احساس مسئوليت در قبال زندگي آزادي شخص را بيشتر ميكند. احساسات او را تحت تاثير قرار مي دهد و مقيد به ارزشهاي خويش ميكند

براي درمان احساسات ناگواري چون " خشم و عصبانيت، اضطراب و نگراني، غم و اندوه" و هرگونه ناراحتي ديگري بايد اول پذيراي احساسات خويش گرديد و به خود بگوييد من اگر خشمگين و يا نگران هستم اين احساسات را مي پذيرم و آنها را انكار يا سركوب نمي كنم، مالكيت اين احساسات را به عهده ميگيرم، حالا مي دانم كه چه بايد بكنم زيرا كه من مسئول هستم. بنابر اين شما از حالت يك قرباني مقهور شرايط به سمت نيروي خلاق يك انسان مسئول و تصميم گيرنده ميرويد و در حالتي از آزادي و حق انتخاب قرار مي گيريد كه مي توانيد به هر شرايط نامطلوب پاسخي مطلوب و سازنده بدهيد. در اين لحظه براي اينكه انتخاب خود را درست انجام دهيد لازم است كه وقتي را براي توجه و تعيين هدف خود مبذول داريد و براي آن برنامه ريزي كنييد. حتما برنامه و هدف خود را بنويسيد. در موقع نوشتن توجه كنيد كه با زمان، استعداد و ابزاري كه در اختيار داريد چه كاري مي خواهيد بكنيد. توجه داشته باشيد كه نگفتم با ديگران چه مي خواهيد بكنيد

اگر دچار احساس پوچي درباره هدفها و مقاصد خويش شديد و يا اگر فكر كرديد كه تلاش براي تغيير و بهبودي بخشيدن به شرايط و احوال بيهوده است، آگاه باشيد كه افكار شما دارد شما را مقهور و مظلوم اوضاع و شرايط مي كند. اگر مقهور شرايط گرديد و اگر قرباني حوادثي شويد كه براي شما اتفاق مي افتد، هيچ كار واقع بينانه و مسئولانه اي از شما ساخته نيست. بي اختيار حيران و سرگردان شده و حداكثر به اين دل خوش خواهيد كرد كه حوادث خوب و خوشايند پيش آيند و حداكثر به اين دل خواهيد بست كه شرايطي بوجود آيد كه شما بتوانيد نان بخور و نميري درآوريد و زندگي را به پايان برسانيد. اما اگر مسئوليت را به عهده بگيريد و به رسيدن به هدفهاي خود ايمان داشته باشيد مي توانيد به اين ترتيب آينده اي را كه دوست داريد خلق كنيد كه اول آينده مطلوب را در ذهن خلق كنيد و آن را با چشم درون خويش ببينيد. كاملا آينده خويش را نقطه به نقطه در ذهن به تصوير بكشيد. ايمان داشته باشيد كه زندگي همان را براي شما رقم خواهد زد كه شما از خود انتظار داريد. حيوانات از اين موهبت محروم هستند. ممكن است بعنوان يك عمل عزيزي در زمستان براي خود آذوقه جمع كنند، اما از ساختن ماشيني كه آذوقه توليد كند محروم هستند.شايد حتي اين سئوال هم به ذهنشان خطور نكند كه "چرا آذوقه جمع ميكنند؟ چرا از كسي نمي خواهند اين كار را برايشان انجام دهد؟" تنها انسانها هستد كه به اين سئوالات مي رسند. تنها مردم مي توانند عملي را در ذهن مجسم كنند و آنرا آگاهانه پي بگيرند

براي اينكه كاملا موثر حركت كرده و موفق شويد، وجدانتان بايد به آنچه كه تصور ميكنيد و آنچه كه در پنداره خويش جاي ميدهيد توجه كند. آنهايي كه ميخواهند بدون وجدان به خلاقيت برسند به امور نامعقول و خلاف وجدان مي رسند

براي مثال تصور كنيد كه امشب به منزلتان مي رويد و آنرا در شرايط نامطلوبي مي يابيد. منزلتان شلوغ و بهم ريخته است. هيچكس وظايفش را انجام نداده است. خسته هستيد و عصباني ميشويد. حالا تصور كنيد بالغانه، مدبرانه و با خويشتنداري به اين صحنه واكنش نشان ميدهيد. تاثير رفتارتان را روي ديگران ببينيد. به خطاهاي آنها اشاره نكرديد. موفق شديد خونسرديتان را حفظ كنيد. چهره اي شاداب، ياور و خوشايند گرفته ايد. رفتارهاي شما وجدان ديگران را برانگيخت و در نتيجه توافقي كه قبلا به آن رسيده بوديد صورت خارجي پيدا كرد

شما از دو قدرت منحصر به فرد انساني استفاده كرديد: 1- تجسم، 2- وجدان. به حافظه خويش متكي نشديد. اگر به حافظه يا سوابق توجه مي كرديد، احتمالا خونسرديتان را از دست ميداديد درباره ديگران قضاوت ميكرديد و شرايط را از آنچه كه بوده خرابتر مي نموديد. حافظه و خاطره با گذشته رابطه دارد، رابطه به اين صورت دارد كه در برخورد با حادثه اي مشابه چه واكنشي از خود نشان داديد. خاطره شما را به گذشته پيوند ميدهد اما تصور و تجسم به آينده اشاره دارد. شما از قدرت بالقوه نامحدودي برخورداريد. بايد بتوانيد اين قدرت را در هر شرايطي تحقق ببخشيد

ويكتور فرانكل روانپزشك اتريشي كه در جنگ دوم جهاني در اردوگاههاي مرگ آلمان نازي زندگي ميكرد در كتاب در جستجوي معنا درباره شرايط وحشتناك خود مينويسد

در حالي كه يكي از روزها به شدت زير شكنجه بودم به اين نتيجه رسيدم كه "من قدرت انتخاب دارم" اينگونه بود كه به جستجوي معنا رفتم. او ميگويد اگر به معنا معتقد باشيد و به عبارتي ديگر اگر هدفي در سر داشته باشيد، اگر براي زندگي خود چرايي داشته باشيد مي توانيد در هر شرايطي دوام بياوريد و زندگي كنيد

شما هم ميتوانيد راه دكتر ويكتور فرانكل را در پيش بگيريد و به ياري ايمان و قدرت تجسم و احساس مسئوليت پذيري خويش به خواسته ها و هدفهايتان برسيد

زندگي هديه اي است كه به رايگان به ما داده شده ولي ما نبايد رايگان آنرا از دست بدهيم. ما آزاد هستيم كه هر لحظه آنرا آزا دانه انتخاب كرده و موثر زندگيش كنيم و از هر لحظه اش لذت ببريم

الهه يوسفيان