مقالات  
  مراحلي که دوستان وفاميل شخص معتاد تجربه ميکنند  
بستگان و اطرافيان اشخاص معتاد برمبناي تجربيات خود عکس العملهاي مختلفي از خود بروز ميدهند ؛ ولي در تمامي اين عکس العملها ميتوان نکات مشترکي يافت

امروزه براساس تحقيات و مطالعات گوناگون کتابها و مدلهاي مختلفي براي دسته بندي مراحل و دوران برخورد با شخص معتاد عرضه شده است .اما يکي از بهترين مدلها متد سوگواري باري مرگ ويا تغييرات مهم زندگي ميباشد ؛ که مراحل آن تطابق زيادي با تجربيات فاميل وافراد نزديک به شخص معتاد دارد

:اين مراحل به گونه ذيل دسته بندي شده است که هر کدام از آنها گاه به طور مجرد وگاه تواما اتفاق ميافتد

ـ نفي کردن
ـ عصبانيت
ـ چونه زدن / معامله کردن
ـ احساسات غم و افسردگي
ـ پذيرش


ـ نفي کردن

در اين مرحله افراد فاميل و وابستگان نزديک تلاش ميکنند مشکل شخص معتاد را به روي خودنياورند و دلايل آن را در جاي ديگر جستجو کنند .وحتي هنگام کنجکاوي اطرافيان به کلي واقعيت موجود را نفي کنند
: بطورمثال
فريده ـ شب مهماني خانه ما آيا فکر نميکني که جمشيد شراب زيادي نوشيده بود ؟
مهين ـ نه بابا ؛ بالاخره براي همه پيش مي ياد که يک موقع زيادي بنوشند
فريده ـ آيا فکر ميکني که جمشيد مشگل الکل داشته باشه ؟
مهين ـ نه ؛ اصلا . همه ما توي فاميل اينقدر شراب مينوشيم .اصلا نگران اين قضيه نباش
درحقيقت مهين و جمشيد در خانواده اي بزرگ شده بودند که در آن مشگل الکل و الکي بودن امر طبيعي تلقي ميشد


ـ مرحله عصبانيت

عصبانيت يک حالت دفاعي به شمار ميرود . و بروز عصبانيت از طرف فرد معتاد مانع از آن ميشود که افراد خانواده به طورمستقيم با فرد معتاد و مشکل اعتياد او به گفتگو بپردازند

عصانيت به اشکال کلامي ؛ جسماني ؛ احساسي ؛ جنسي و آزار و اذيت بروز ميکند. عصبانيت خود را حتي به شکل عقب کشيدن از رابطه و رد کردن رابطه نشان ميدهد .شخص معتاد از عصبانيت خود استفاده ميکند تا اشخاص فاميل را مسئول مشکلات بداند . درحقيقت به وسيله عصبانيت شرم دروني خود را ميپوشاند و ازحرکات و رفتار خود سلب مسئوليت ميکند

گاه آنها درپروسه ترک اعتياد با راه انداختن داد دعوا با داد و فرياد خانه را ترک ميکنند تا بتوانند به ماده مورد نياز خود دست پيدا بکنند . اينگونه رفتار عصبي و نق زدنها چنان فضاي گيجي ايجاد ميکند که افراد خانواده در کمال احساس ناتواني نميتواند راه صحيح و سالم را براي برخورد با فرد تشخيص و اختيارکنند

هنگامي که اطرافيان متوجه ميشوند که تهديدهاي آنها " اگر دوباره از مواد استفاده کني بايد خانه را ترک کني ؛ بيرونت ميکنم ؛ازت طلاق ميگيرم و غيره ......"ديگر به نتيجه ايي نميرسد ؛ تلاش مي کنند يا ديگر به روي خودشان نياورند و يا بطور کلي شخص را رها کنند . درست دراين مرحله است که افراد خانواده درصدد کمک گرفتن از روانشناس ؛ مشاور و يا روانپزشک ميايند . اما ممکن است که در اين مرحله نيز افراد خانواده از روي شرم و خجالت ويا ترس از عواقب دوران اعتياد اصل و مقدار مصرف فرد را در مشاوره ها پايين تر از واقعيت جلوه دهند


ـ چانه زدن / معامله کردن

اين مرحله معمولا زماني اتفاق مي افتد که ديگر مسئله اعتياد فرد به دليل عجز خانواده در بيرون شکل علني ميگيرد و سرپوش آن در ميان اطرافيان برداشته ميشود . دراين جا است که افراد خانواده بدليل خستگي از شکست تلاشهاي پي در پي شان در فکر معامله کردن و چانه زدن با فرد معتاد ميافتند تا از راه جايزه دادن او را متقايد به عدم مصرف ماده مورد نياز بکنند : " اگر ديگه نکشي حاضرم برايت اينرو بخرم ". البته اين مبادله پيشنهادي بدين معنا است که هنوز افراد خانواده آماده يک تغيير اساسي نيستند , بلکه تنها با دادن يک سري امتيازات ميخواهند فرد را سر به راه بکنند . اما بايد دانست که نياز به مصرف هميشه بالاتراز آن است که بتوان با چنين متدهايي به مو فقيت دست يافت . و مهمتراز آن ترک آن تنها بستگي به قدرت نفس فرد ندارد

در ضمن گاهي ميل به اين گونه معاملات آنقدر بالا است که افراد خانواده سالهاي سال در توهم اعتقادات خود مي مانند تا بتوانند شخص معتاد را آرام نگه دارند . حال نگاهي اجمالي به اينگونه اشتباهات و توهمات ميکنيم :

ـــــــــ " اگر به روي شخص معتاد نياوريم شايد او اعتيادش را قطع کند " . در صورتي که هرچه بيشتر به روي خودتان نياوريد شخص مذکور به طرف اعتياد مورد علاقه اش ميرود

ـــــــــ " اگر يک مدت از او جدا بشويم و بگذاريم کار خودش را بکند ؛ ترک خواهد کرد". در صورتي که فرد معتاد قادر نيست بدون کمک اطرافيان بر مشگل خود غلبه کند . تنها با پشتيباني اطرافيان است که از مشاوره و شرکت در گروههاي 12 نفره ميتواند برخوردار شود . ــــــــــ " اين مشکل را به زمان ميسپاريم تا خودش بر سر عقل بيايد ". زمان به خودي خود نميتواند حلال اين مشکل شود . احتمال اينکه فرد معتاد با گذشت زمان به چنين تصميمي برسد بسيار پايين است

افراد خانواده گاه تنها درزماني که احساس خطر درموقعيت ها ي بسيار حياتي فرد مذکور بکنند به سوي مشاور و راهنما ميروند . به طورمثال زماني که خطر از دست دان همسر و موقعيت کار ي , يا گرفتاري با قانون پيش بيايد .تنها در مشاوره ها است که افراد فاميل متوجه ميشوند که اعتياد يک بيماري فاميلي است


ــ احساس افسردگي

در اين مرحله ديگر افراد فاميل نميتوانند اعتياد را نفي کنند ويا با عصبانيت خود سرپوشي روي احساسات وناتواني خود بگذارند ويا با شخص معتاد معامله کنند . در اين جاست که ناتواني ؛ نا اميدي و ترس خود پي ميبرند . در اين مرحله بعضي از افرار فاميل مکررا شخص معتاد را چک ميکنند و در سکوت خود ميگريند و هر لحظه به تشويش اظطراب ميافتند . بعضي از افراد خود را مقصر ميپندارند و احساس شرم ميکنند که اعتياد در خانواده شان هست در اين مرحله بسيار از اشخاص از مشا ور و روانشناس کمک ميگرند


ــ پذيرش

در اين مرحله بالاخره همه افراد قبول ميکنند و مي پذيرند که اين مشکل در خانواده وجود دارد . در اين جاست که بالاخره آماده ميشوند که هر کاري را انجام دهند تا روابط سالمي در خانواده با شخص معتاد برقرار شود . درست در اين مرحله است که خانواده متوجه ميشود که مشکل معتاد مشکل کل خانواده است و حاضر هستند که کمک بگيرند و از شخص معتاد خواهش کنند که کمک بگيرد و او را پشتيباني کنند . در اين قسمت است که راه بهبودي آغاز ميشود

فرشيد که مردي 33 ساله است و به لحاظ شغلي مرد موفقي است ؛ از کوکائين و الکل استفاده ميکند . افراد خانواده او که عبارتند از پدر مادر و خواهر و شوهر خواهر او , مدت مديدي است که در جلسات ترک اعتياد شرکت ميکنند و روزي رو به فرشيد ميگويند : ايشان دکتر زيني هستند که امروز اينجا آمده اند تا ازطريق کمک هاي ايشان تو را متوجه سازيم که چقدر از روي محبت و دوست داشتن نگران تو هستيم و تا چه حد براي ما قابل اهميت هستي . اما در عين حال تو ميبايست به ما قول بدهي که بتوانيم با هم وارد صحبت شويم . از آنجايي که فرشيد پيش از اين از کل ماجرا بي خبر بوده است ميگويد : من فکر کردم امروز جمع شده ايم تا در مورد مامان صحبت بکنيم .شراره ابراز ميکند که : نه تنها از اين طريق ما مي خواستيم مطمئنا تو را اينجا داشته باشيم

فرشيد قبول ميکند که در جلسه شرکت داشته باشد و قراردادها جلسه را مبني براينکه هرکس چند دقيقه فرصت براي صحبت کردن دارد و اينکه هيچ شخصي اجازه پريدن در صحبت ديگري را نداشته باشد و از صحبتهايي که منجر به مقصر دانستن و قضاوت کردن خودداري شود را بپذيرد . پس از آن صحبتها شروع ميشود و در ادامه آن يکي از افراد خانواده رو به فرشيد ميگويد : حال ما به تو توصيه ميکنيم با پذيرفتن اين مسئله که تو مشکل اعتياد داري جلسات و قرار ملاقاتهايي را با روانشناس مذکورداشته باشي تا پروسه بهبودي آغاز شود . در عين حال افراد خانواده اين اطمينان را به فرشيد ميدهند که پشت او هستند و براي حمايت و پشتيباني از هيچ کمکي رو گردان نخواهند بود

بهترين شکل اين پشتيباني چنين است که افراد خانواده ماهي يکبار دور هم جمع شوند و پروسه ترک اعتياد را هرچند يکبار با هم مرور کنند

دکتر فوژان زيني(روان درمان گر) – مجيد مولوي پور ( مشاور اعتياد)