|
|
||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||
|
زماني که زن و مردي تصميم به ازدواج ميگيرند، براي جلب رضايت يکديگر سعي در نشان دادن هر چه بيشتر محسنات و خوبي هاي خود به يکديگر ميکنند و پس از مدتي معاشرت و کسب اعتماد و علاقه با هم ازدواج مي کنند. پس از ازدواج زن و شوهراز من بودن به ما تبديل مي شوند ولي اين ما براي هر کدامشان همچنان معني منيت دارد. در فرهنگ ما ايرانيان معمولا به اين صورت است که من اين ما مرد خانه ست و زن هنگام ازدواج خصوصيات و باورهاي خود را با همسرش تطبيق ميدهد و به خود ميقبولاند که از من بودن خود فاصله گرفته و به منيت همسرش ميدان بدهد.
زماني که اين زوج مهاجرت کرده و به آمريکا ميايند به مرور زمان زن با آشنائي پيدا کردن به فرهنگ جديد و دانستن حقوق زنان در اينجا و همچنين شروع به کار کردن، به قدرت هاي خود پي ميبرد. در اينجا ست که زن شروع ميکند به بازگشتن به منيت خود و ديگر به من بودن همسرش در نقش ما در زندگي مشترکشان اعتقاد ندارد در نتيجه مرد که براي مدتي من بوده و زن نيز به دنبال من بودن خودش است پس اينجاست که اختلا فات ميان اين دو شروع مي شود اگر اين دو بخواهند به منيت خود ادامه بدهند و هر کدام به يک من تبديل شوند زندگي آنها به جدائي ختم مي شود و تمام سرمايه هاي معنوي آنها مانند عشقشان به يکديگر و يا فرزندانشان و زماني که با هم گذرانده اند به بطالت مي رود. ولي اگر اين زوج با مراجعه به مشاورين و متخصصين از طريق درست با اين مشکل کنار بيايند مي توانند همچنان من بودن خود را نگه دارند و در کنار هم با ما بودن شان زندگي خود را به ثمر برسانند يکي از نکاتي که مشاوره زوجين به زن و شوهر مي آموزد اين است که هر کدام من بودن خود را داشته باشند و در عين حال يک ما هم براي رابطه و زندگي خود به طريق درست و سالم پرورش بدهند. بدين معني که زن و شوهر هرکدام خواسته هاي خود را دارند و به آنها اهميت و ارزش ميدهند ولي به خواسته و نيازهاي طرف مقابل نيز اهميت بدهند و براي رشد هرچه بهتر اين ما با هم همکاري کنند. فرض بگيريد شما و همسرتان يک گلدان جوان به منزل بياوريد و با هم مسئوليت پرورش و نگه داري از آن را به عهده بگيريد. شما آن را آبياري ميکنيد، همسرتان آن را در نور قرار ميدهد و چنين و چنان را با هم تقسيم ميکنيد. زماني که شما در حال آب دادن به گلدان هستيد به اين فکر نکنيد که اين کار را براي همسرتان ميکنيد بلکه بيانديشيد که اين کار را براي هر چه بهتر شدن ما و رابطه تان مي کنيد و در نظر داشته باشيد که اگر قرار باشد که فقط يکي از شما از گلدان نگه داري کند وقت کافي و قدرت کافي را براي اين کار ندارد و در نتيجه پس از مدتي گلدان شروع به زرد شدن و بعد هم از بين مي رود در اين موقعيت زن يا شوهر باز هم به مسئله ما بودن با منيت نگاه ميکند به اين صورت که اگر من به اين گلدان ميرسم او نيز بايد به اندازه من برسد و يا اگر او کاري براي اين گلدان نکند پس يعني که مرا دوست ندارد و من را نميخواهد، پس اگر من اين برداشت رو بکنم که او مرا نمي خواهد پس من هم او را نمي خواهم و در بعضي مواقع به اين حالت مطرح ميکنند که اگر تو به گلدان روز دوشنبه آب بدهي و سه شنبه آن را در آفتاب بگذاري يعني که مرا دوست داري و به اين مسئله به حالت يک جور معامله نگاه مي کنند و اين معامله برايشان حکم يک طرفه دارد. اول همسرم بايد مرا دوست بدارد و عشق به رابطه و من بورزد. اينجا دوباره به خاطر مسائل فرهنگي که مرد هاي ايراني معمولا نمي توانند احساسات خود را ابراز و بيان کنند هست که ايجاد مشکلات در رابطه را دارد و از آنجا که زن هم با خود اين معامله را کرده که اگر همسرش او را دوست ندارد پس زن هم مرد را دوست نخواهد داشت دوباره منيت ها جايگزين ما شدن در رابطه مي شود. در اينجا کمکي که مشاوره زوجين به اين زن و شوهر مي کند اين است که به آنها مي آموزد که چگونه اين معامله را به راه درست انجام دهند و چگونه ياد بگيرند که با بيان احساسات خود نسبت به يکديگر بدون شرط گذاشتن به هم نشان دهند که يکديگر را دوست دارند و براي رابطه شان ارزش و اهميت قائل هستند يکي از مسائل بسيار مهم و لازم به ذکر ديگر اين است که زماني که زن ومردي با يکديگر ازدواج ميکنند تنها موقع در زندگي شان است که همه چيز را با يکديگر شريک مي شوند. شما با همکاران خود فقط جنبه بيزينس خود را شريک هستيد با فاميل و دوستان خود فقط تا يک حدي مسائل خود را سهيم مي شويد ولي زماني که ازدواج مي کنيد تمام وجود و هستي خود را در زندگي با همسر خود شريک و سهيم هستيد. نکته اي که در شراکت براي زن و مرد ايجاد مشکل مي کند اين است که اين دو از دو خانواده و تربيت متفاوت ميايند و دو شخصيت کاملا متفاوت دارند. به همين خاطر طريقه سهيم شدن و شريک شدنشان نيز با يکديگر متفاوت است و همين طور نتايج و معاني که از شراکت يکديگر ميگيرند نيز متفاوت است و اين برايشان ايجاد اختلاف ميکند. از طرف ديگر به خاطر داشتن دو شخصيت متفاوت زن و شوهر سعي ميکنند که طرف مقابل را شبيه خود کنند و اين براي شخص مقابل ايجاد نوعي احساس خطر ميکند. براي مثال اگر زني خجالتي است و زماني که همسرش را ملاقات ميکند که آدمي بسيار اهل معاشرت است مي بيند از اين خاصه او لذت برده و آن را دوست دارد ولي زماني که با هم ازدواج مي کنند اگر زن سعي کند که مرد را خجالتي کند و يا مرد سعيي کند که زن را اهل معاشرت، اين موضوع براي هر دوي آنها ايجاد ترس و نا امني ميکند و احساس ميکند که به آنها زور ميايد چرا که در واقع از يکديگر توقع دارند که کاملا عوض شوند. زن و مرد روي مثبت بودن و منحصر به فرد بودن يکديگر چشم پوشي کرده و فقط منفي بودن آن را ميبينند. زن مرد را قضاوت خواهد کرد که زيادي شلوغ است و مرد نيز زن را قضاوت خواهد کرد که ساکت است با مراجعه به مشاورين و متخصصين اين مشکل به راحتي ميتواند بر طرف شود. قدمي که در مشاوره زوجين برداشته مي شود اين است که در ابتدا به زن و مرد نشان داده مي شود که آن دو به صورت تکي دو آدم متفاوت هستند و اين متفاوت بودن بسيار هم خوب است. در واقع اين متفاوت بودن آنها ست که باعث تنوع رابطه مي شود. و به زن و مرد مي آموزد که به جاي تلاش براي عوض کردن طرف مقابل به اين که چگونه از تفاوت هاي او براي رشد خود بياموزند استفاده کنند و مثبت بودن اين تفاوت ها را ميان خود بشناسند. در اين صورت هم زن و هم مرد در جايگاه خود احساس امنيت ميکنند و هم اينکه با ياد گيري از تفاوت هاي يکديگر به ما بودن نزديکتر ميشوند مسئله ديگر در رابطه زناشوئي نوع صحبت کردن با يکديگر است. نوعي که زن و مرد با هم حرف ميزنند يا جر و بحث ميکنند يا حتي دعوا ميکنند تاثير بسيار مهمي در رابطه آنها دارد. با توجه به مطلب متفاوت بودن زن و شوهر که در بالا به آن اشاره شد، مسائلي ميان زن و مرد وجود دارد که قابل حلاجي و برطرف کردن آنها ممکن است ولي بعضي از مسائل که از متفاوت بودن آنها سرچشمه ميگيرد، ممکن است براي هميشه به شکل تفاوت بماند و براي حل کردن آنها زن و شوهر دائما در گفتگو و يا حتي دعوا باشند. اگر زوج به طريق درست ارتباط و گفتگو را با هم انجام ندهند به مشکل خود اضافه کرده و حل آن را مشکلتر مي سازند. يکي از راه ها براي برقراري ارتباط سالم و درست اين است که چه زن و چه شوهر مسئوليت اعمال و گفته هاي خود را به عهده بگيرند. براي مثال اگر بحث را با همسر خود شروع ميکنند به اين بيانديشند که مسئوليت آنچه خواهند شنيد يا حس کرد ويا معاني که به گفتگو ها خواهند داد با خودشان است نه با همسرشان. زيرا که اين شما هستيد که ارتباط را برقرار ميکنيد و اگر مثلا همسر شما داد ميزند شايد صداي بلند او را آزار ندهد و اين شما هستيد که از صداي بلند آزار ديده ايد. مسئله ديگر آنکه زماني که شما مسئوليت اين مسائل را به عهده ميگيريد، ديگر گله ها و قرقر هاي بعد از گفتگو ويا دعوا بوجود نميايد که به مشکل اضافه کند زماني که شما بيزينسي را ميخواهيد شروع کنيد، ابتدا تحصيلات و اطلاعات خود را بالا مي بريد بعد تجربه کسب ميکنيد و براي هرچه موفق تر بودن بيزينس خود از تجربيات و نظرات ديگران نهايت استفاده را ميکنيد. مراجعه کردن به مشاورين و متخصصين، به خصوص قبل از ازدواج ميتواند به شما کمک کند تا به اهداف خود در يک ازدواج موفق نزديک شويد.يکي از بزرگترين کمک هايي که مشاوره براي شما ميکند اين است که زبان شما و همسرتان را يکي ميکند. زبان صحبت، خواسته ها و راه شراکت . تمامي تفاوتهاي زباني که ميان شما ميتواند ايجاد مشکل کند. در تمام مراحل زندگي شما با بالا و پائين هاي بسياري مواجه خواهيد شد و زماني که شما مهارت برخورد با مشکلات و ما شدن در زندگي مشترک را بياموزيد براي برخورد با اين مشکلات آماده تر خواهيد بود و زندگي خود را رضايت بخش به جلو خواهيد برد دکتر زيني و پرويز ناصري |
||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|||||||||||||||