مقالات  
  چطور با خود و اطرافيان کامل شويم  
کامل شدن بدين معني است که در دقيقه چيزي براي شما بار احساسي مثبت و منفي ندارد. زماني که انسان چيزي را ميخواهد، اين خواسته با خود بار احساسي به همراه دارد. زماني که به اين خواسته نرسيده ايد يا درد نرسيدن به خواسته با شما ست و يا کششي که به آن خواسته داريد دائما يک نوع احساس منفي و يا يک نوع احساس مثبت به همراه دارد و مدام اين احساس مثبت و منفي با هم تضاد ايجاد ميکنند ولي زماني که شما با اين خواسته کامل ميشويد فقط احساس مثبت است که شيريني خود را نشان ميدهد. براي مثال اگر شما در زندگي مشترک خود دچار مشکل هستيد و در آخر به طلاق ميرسيد اگر با مشکل خود کامل نشده باشيد پس از طلاق مدام احساس منفي آن بار سنگيني ميکند و شما را آزار ميدهد ولي اگر با مشکل خود کامل شده باشيد پس از طلاق وقتي به آن فکر ميکنيد هيچ بار احساسي روي شما سنگيني ندارد. در اينجا ست که شما با خود کامل شده ايد و نوعي پذيرش عقلاني را جايگزين احساسات خود کرده ايد. يکي از راه هايي که براي کامل شدن براي انسانها وجود دارد اين است که تصميماتي را که ميگيريند يا خواسته هايي را که دارند به انجام برسانند. براي مثال اگر شما دلتان ميخواهد که به سفر برويد، تصميم بگيريد برنامه ريزي کنيد و آن را انجام دهيد يا اگر ميخواهيد کتاب بنويسيد يا محل سکونت خود را عوض کنيد. و خواسته هاي خود را چه در زمان کوتاه و يا بلند مدت به ثمر برسانيد. براي مثال زوجي تصميم داشتند که براي ماه عسل خود به کنار دريا رفته و از زيبايي آب دريا و شنهاي ساحل لذت ببرند ولي به دلائل و مشکلات مختلفي اين خواسته خود را بعد از 50 سال زندگي به انجام رساندند، با اينکه بسيار زيبا ست که بالاخره به خواسته خود رسيدند، بخاطر سن و محدوديتهاي جسماني هر دو لذتي را که بردند کمتر از زماني بود که مي توانستند در جواني ببرند. مهم اينجا ست که در هر شرايطي موقعيت را بوجود بياوريد تا به خواسته ها و آرزوها دست بيابيم

قسمت ديگر کامل شدن احساسي و روابطي است يا به عبارت ديگر کامل بودن با خود و اطرافيانمان. براي مثال شايد شما انتظاراتي از خود داشته باشيد، مثلا فکر کنيد که دچار ترس هستيد و از خود بپرسيد که چگونه اين ترس را کنار بگذاريد، يا چگونه اعتماد بنفس پيدا کنيد و يا چگونه به خود افتخار کنيد. يا حتي اين که شما از مادر خود يا همسر ، خواهر يا همکار خود عصباني هستيد و هر وقت به او فکر ميکنيد اين عصبانيت شما را آزار ميدهد و چگونه ميتوانيد از آن فاصله گرفته يا آن را حل کنيد. زماني که شما با احساسات خود کامل نيستيد مداما در مغز خود ايجاد سئوال ميکنيد. سئوالاتي مانند آيا شخصي را که دوستش داريد شما را دوست دارد، اگر از مادر خود دلگير هستيد از خود ميپرسيد ايا او هم از شما دلخور است و سئوالاتي اينگونه که به شما از لحاظ فکري و جسمي فشار مياورد. اگر شما از راههاي متفاوت با احساسات خود کامل شويد روابط شما نيز با اطرافيان و کساني که کنار شما زندگي ميکنند، کامل ميشود. براي مثال نوعي خانه تکاني در مغز خود انجام دهيد و افکاري را که صادقانه ميتوانيد از انها بگذريد را دور ريخته و با اشخاصي که بر سر چيزهاي کوچک و بي ارزش مشکل داريد تماس بگيريد و با آنها صحبت کنيد تا کامل شده و نزديکتر شويد. به هم چنين اگر کساني هستند که شما آنها را از زندگي خود کنار گذاشته ايد ولي همچنان در قلبتان وجود دارند راهي پيدا کنيد تا با انها دوباره ارتباط برقرار کنيد و در اين صورت خوشحالي را به خود بازميگردانيد. اين نوع احساسات نيز مانند اهداف عملي ما هستند حتي انجام دادن اهداف احساسي خيلي سريع تر از انجام اهداف عملي ميتواند صورت بگيرد

راه ديگر اين است که هر روز از خود بپرسيد که چه چيز شما را کامل ميکند. چه بگوئيد، چه بکنيد و يا چه تصميمي بگيريد. هدف هر روزتان مي تواند کامل بودن براي همان روز باشد. از خود بپرسيد در روز چه کرده ايد که به کامل شدن شما کمک کرده است و چه کاري کرده ايد که به کامل شدن شما کمک نکرده بلکه از آن دورتر شده ايد. اين بدان معني نيست که خود را مقصر بدانيد يا محکوم کنيد زيرا که شما هر کاري را که انجام داده ايد نسبت به دانش خود بوده و نه اينکه بلد نبوديد يا عمدا اين کار را به اشتباه انجام داده ايد. سعي کنيد که هر شب به جلوي آينه رفته در چشم خود نگاه کنيد و پنج عملکرده خوب خود را با خود تکرار کنيد و از خود بابت آنها تشکر کنيد به همچنين پنج کار نادرست خود را بازگو کنيد و باز هم از خود قدر داني کنيد که اين پنج کار را نسبت به آگاهي خود به نهو احسنت انجام داده ايد حتي اگر در آخر نتيجه آنطور که خواسته شماست نبوده است. با اين کار شما به خود اجازه ميدهيد که روز بعد را با هدفي که داشته ايد شروع کنيد و اميدوارتر و مثبت تر به سمت آينده خود حرکت کنيد

راه ديگر اين است که انتخاب کنيم که ايثارگر باشيم. براي مثال اگر کار خوب و مثبتي انجام داديم و کسي از ما قدر داني نکرد به جاي اينکه از ديگران دلخور باشيم و خود را عصباني کنيم از خود مان قدر داني کنيم و با ايثارگري از ديگران بگذريم يا اينکه اگر دزد به ما زد به جاي اينکه براي مال از دست داده خود نگراني کنيم و به حالت انتقام جوئي به دنبال آن شخص باشيم و طلب مال خود را بکنيم به اين فکر کنيم که به نوعي به کسي در زندگي کمک کرده ايم. شايد اين کار براي خيلي ها بسيار سخت باشد ولي انجام آن به ما از همه لحاظ چه فکري، چه جسمي و چه رواني کمک بسيار بزرگي ميکند زيرا که به جاي اينکه با احساس عصبانيت و تنفر و انتقام به روحيه و روان و جسم خود فشار بياوريم و خود را بيمار کنيم در واقع به خود خوشحالي و افتخار داده ايم و اين قدم بزرگي به سوي کامل شدن ما با خود ميباشد

راه ديگر اين است که انتخاب کنيم که در دنياي که زندگي ميکنيم چه انرژي را برگزينيم و با آن گذران زندگي کنيم به اين صورت که ما ميدانيم در جائي که ما زندگي ميکنيم انسانهاي بسيار خوب و مثبت وجود دارند به همچنين انسانهائي هستند که دست به اشتباهات بزرگ ميزنند مانند آدم کشي، دزدي و يا ضرب و شتم. ولي ما از کدام گروه هستيم و با انتخاب راه خود ديگران را که در راه مخالف ما سپران زندگي ميکنند را کنار گذاشته و اجازه ندهيم که آنها با اعمال خود راهي به خرابي زندگي ما بدهند. نتيجه اينکه ما با اعتماد به خود و راهي که انتخاب کرده ايم بدون سرگشتگي و با استواري به سمت اهداف و خواسته هاي خود ميرويم

يکي از مهمترين مسائل براي کامل شدن با خود اين است که شما اهميت و ارزش خودتان را هميشه در خاطر داشته باشيد و بدانيد که هر مسئله اي که در زندگي براي شما بوجود ميايد هنوز شما وجود داريد و با وجود شما ارزش و اهميت در دنيا وجود دارد. زماني که شما به اين مسئله ايمان و باور داشته باشيد اول اينکه با مشکلات خود راحتر کنار آمده و آنها را از سر راه بر ميداريد و در ضمن براي اهداف و خواسته هاي خود هميشه و بدون توقف تلاش ميکنيد در نتيجه به آينده اي که در ذهن خود داريد ميرسيد. براي مثال اگر در زندگي عزيزي را از دست ميدهيد بسيار دردناک و غمگين است ولي اگر شما با توجه به ارزش خودتان با اين مسئله روبرو شويد، با خود اين را احساس ميکنيد که با اينکه آن عزيز ديگر با شما نيست ولي شما هنوز وجود داريد و بايد به زندگي خود ادامه دهيد. اين مسئله به شما کمک ميکند که زودتر و راحتر روي پايتان برگرديد و همچنين با غم خود راحتر روبرو شويد. همين طور اگر شما به مريضي دچار ميشويد با فکر به اين که هنوز ديگر اعضاي بدنتان سالم هستند و براي انجام خيلي از کارهايتان مفيد، ميتوانيد با توجه کردن به مسائل مثبتي که هنوز قادر به انجام آنها هستيد و با زياد فکر نکردن به بيماري خود دوباره به زندگي برگرديد و با بيماري خود مبارزه کرده و سلامتي خود را بازيابيد

با کامل شدن با خود و اطرافيان شما نه تنها به خود و زندگي خود کمک ميکنيد و آن را هر چه زيبا تر و مثبت تر ميکنيد بلکه به ديگران و اطرافيان و همچنين نسل آينده نيز کمک ميکنيد زيرا که با کامل شدن شما به محوري در زندگي ميرسيد که خيلي آسان و راحت شروع به آگاه کردن و آموزش دادن هر آنچه شما در مرحله کامل شدن آموخته ايد به ديگران ميکنيد و اين باعث ميشود تا آنان نيز با خود و اطرافيانشان کامل شوند و اين به شما نيز لذت و آرامش ميدهد

دکتر فوژان زيني و دکتر هما محمودي