|
|
||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||
|
يکي از مسائلي که ما هميشه با آن روبرو هستيم استرس هست. هر اتفاقي در زندگي ما ميتواند استرس را به وجود بياورد. به اين صورت نيست که فقط موارد بد براي ما استرس بوجود مياورد بلکه موارد خوب مثل ازدواج، تغيير محل زندگي و غيره نيز براي ما استرس بوجود مي آورد.لازم بذکر است که استرس براي ما مشکل ساز نيست بلکه راه مقابله با استرس است که براي ما مشکل آفرين است. مهم اين است که ما چطور بتوانيم با استرس مقابله کنيم.
هميشه داشتن استرس منفي نيست، بعضي از مواقع استرس به ما کمک ميکند تا ما با مسائلي که در زندگي با آنها روبرو هستيم برخورد درست و صحيح داشته باشيم. براي مثال اگر ما بايد در جمعي سخنراني کنيم خود به خود استرسي که به سراغ ما ميايد ما را وادار ميکند تا براي انجام سخنراني خود را آماده تر کنيم
يکي از راه هاي مقابله با استرس اين است که ما آگاهانه نگاه کنيم به مسائل روزمره خود و ببينيم که چه چيزي براي ما استرس ايجاد ميکند. استرس ميتواند از سر کار، از رابطه عاطفي و يا حتي از زندگي اطرافيان بوجود بيايد. براي مثال اگر خواهر ما با مادر ما اختلاف دارند و ما را به ميان ميکشند. سعي در حل کردن مسائل آنها بدون طرفداري از هيچکدام ما را دچار استرس ميکند. ولي با آگاه بودن به اينکه اختلافات نزديکان و يا شراکت ما در اين اختلافات استرس مياورد، ميتوانيم از آنها درخواست کنيم که ما را درگير اختلافات خود نکنند. يا براي مثال اگر ما زماني که با همسرمان به خريد ميرويم دچار نوعي استرس مي شويم، زيرا که بي حوصله است و ابراز ناراحتي ميکند. با اينکه ترجيح ميدهيم که با هم خريد کنيم زيرا که فرصت خوبي ست تا با هم باشيم و اينکه بخاطر سخت سليقه اي اگر تنها برايش خريد کنيم، خوشش نميايد و ناراحت ميشود. در اين جايگاه مي سنجيم. آيا استرس ناراحتي با او خريد کردن بيشتر است و يا استرس خريد نابجا کردن براي او؟ در نتيجه عملي را انتخاب ميکنيم که کمترين استرس را براي ما بوجود بياورد مسئله ديگري که بايد به آن آگاه باشيد اين است که حد و مرز خود را بدانيد . اگر شما بدانيد که در روز چقدر گنجايش کار داريد، چه زماني نياز به خواب داريد و يا چه وقت بايد غذا بخوريد و حد جسماني و روحي شما چيست، با نگه داشتن آن حدو مرز ها ميتوانيد استرس خود را کم کنيد درجه بندي کارهايي که بايد انجام دهيم و ارجعيت پردازي بسيار مهم است. براي مثال اگر ما قرار است که شغل خود را عوض کنيم در عين حال در مرحله ازدواج هستيم و همچنين بايد محل زندگي خود را هم تغيير بدهيم. تمام اين کارها در عين حال بسيار سنگين مي باشد و براي ما استرس زيادي به دنبال دارد، پس ما ميتوانيم با درجه بندي اهميت اين مسائل آنها را يکي پس از ديگري تنظيم کرده و انجام بدهيم، اين نظم دادن و ارجعيت دادن خود به خود استرس ما را کاهش خواهد داد راه ديگر براي کاستن از استرس اين است که ما به خودمان استراحت بدهيم. خوابيدن، غذا خوردن، تفريح و استراحت کردن براي ما بسيار لازم است و به ما کمک ميکند تا استرس خود را پايين بياوريم و با آن راحتتر و بهتر مقابله کنيم. همچنين اگر ما استراحت نکنيم و يا غذاي کافي نخوريم و خواب درست نداشته باشيم، استرس را بالا برده و مقابله با آن را نيز مشکل تر ميکند. براي مثال اگر ما فرد بسيار باحوصله و صبوري هستيم اگر درست و کافي نخوابيم، در هر موقعيتي سريع حوصله و طاقتمان تاب ميشود و اين موضوع باعث ايجاد استرس در ما ميشود معنايي که ما به مسائل ميدهيم ميتواند باعث استرس ما شود.براي مثال اگر شخصي شما را به ميهماني دعوت ميکند و شما از طريق صحبت و دعوت او خوشتان نيايد. شما به دعوت او معنايي مختلف ميدهيد. شايد فکر کنيد آن شخص چرا زودتر به شما زنگ نزده و شما را دعوت نکرده و يا اينکه طوري که به شما گفته که به ميهماني او برويد يعني اصلا نميخواسته که شما را دعوت کند و به اجبار اين کار را کرده و غيره. اين معاني منفي که شما به مسئله داده ايد براي شما فشار روحي ايجاد ميکند. در حالي که اگر گفته آن شخص را بدون حدس منفي و خصوصي گرفتن مسئله بسنجيد و به صورت يک دعوت ساده و مثبت بحساب بياوريد استرس شما را کاهش ميدهد. شايد معني منفي دادن به مسائل يکي از بزرگترين دليل ايجاد استرس باشد زيرا که با ديدگاه منفي به خود و اطرافيان، ما مکررا درصدد دفاع و جنگ جويي و ثابت کردن در روابط هستيم و خود اين، بار و مشغله رواني، استرس چنداني را بوجود مياورد. يکي از راههاي مقابله با استرس در چنين شرايطي اين است که با شخصي که اين افکار و معاني را به صحبت و يا رفتار او داده ايم صحبت کنيم و مسئله را با او در ميان بگذاريم. نتيجه اينست که با صحبت کردن با آن شخص ما فشار روحي و فکري که داريم را کم ميکنيم. راه ديگر مثبت بودن و مثبت فکر کردن است. اگر ما به مسائل اطرافمان مثبت فکر کنيم، معاني که به آنها ميدهيم نيز مثبت است و براي ما استرس ايجاد نميکند تحقيقات نشان داده است که وقتي افکار ما در مورد يک مسئله اي که بار احساسي دارد شروع به کار ميکند يک دوره دوراني را ميگذراند و حتي پس از يک ساعت فکر کردن، بنظر ميرسد که درجه احساسات شما بالاتر رفته و شدت پيدا کرده ولي عملا همان سيستم فکري که باعث شده تشويش و اضطراب و استرس بوجود بياورد، کماکان استرس را توليد ميکند.در اين موقعيت اگر شما در مورد آن مسئله با کسي صحبت کنيد و يا حتي شروع به نوشتن کنيد، با خارج کردن فکر خود از مغزتان ، با ديدن و يا شنيدن موضوع، يا حتي نظر ديگران را شنيدن ميتوانيد شروع به حل مسئله کنيد دورانديشي و اعمالي را انجام دادن تا پشتوانه اي براي آينده بوجود آوردن امکان دارد که از مواردي که استرس را بوجود بياورد بکاهد. براي مثال اين که اين تصور را داشته باشيم که اگر روزي ما کار خود را از دست بدهيم چه خواهد شد، ما چگونه ميتوانيم با اين مسئله کنار بياييم و راههاي برطرف کردن مشکل چيست، در اين زمان قبل از اينکه موردي پيش بيايد ما در راه چاره آن هستيم.يا اگر ما ميدانيم که به زودي بچه دار ميشويم چطور ميتوانيد دانش و آگاهي پيدا کنيم تا با مسائل بچه داري با استرس کمتر کنار بياييم، مي توانيم به کلاسهاي والدين برويم يا ويديو و کتاب هاي مربوط به والدين را خريداري کنيم و آنها را مطالعه کنيم و راههاي ممکن ديگر که بتواند به ما کمک کند تا استرسي را که براي ما بوجود مي آيد را کمتر و کمتر کنيم. راه ديگر اين است که اگر براي مثال ما دچار نوعي بيماري شده ايم و در اثر آن استرس به ما وارد شده، خودمان را آگاه به محدوديت هايي که بر اثر اين بيماري برايمان بوجود آمده بکنيم و با آگاهي به آنها به دنبال راهي براي جبران آن باشيم که اين کار باعث کاهش استرس خواهد بود. عمل ديگري که به کاهش استرس در زندگي روزمره ما کمک ميکند اين است که در روز براي مدتي روان و جسم خود را آرام کنيم. يعني که مديتيشن کنيم و هيچ کار ديگري انجام ندهيم تا روان و بدن ما به آرامش برسد تا توان و انرژي خود را بازيابي کند تا با مسائل و استرس هايي که در پيش رو داريم بهتر مقابله کنيم راه ديگر مراجعه به مشاور و متخصصين است. اين کار به دو طريق به ما کمک ميکند . اول اينکه اگر شما براي حل مسائل خود با دوستان يا حانواده خود صحبت کنيد و از آنها کمک بخواهيد، به خاطر موضوع دوستي يا فاميلي و نزديک بودن به شما آنان شروع ميکنند به شما توصيه و نصيحت کردن که در واقع از ديدگاه آنها است و شايد براي مشکل شما کار ساز نباشد ولي يک متخصص به شما راههايي را نشان ميدهد که براي مشکل يا مسئله شما است و خيلي بيشتر و بهتر به شما کمک ميکند. مسائله دوم اين است که اگر شما به توصيه دوستان يا خانواده گوش ندهيد آنها از شما دلگير ميشوند و يا به شما ميگويند که اگر به حرف ما گوش نميکني پس مشکلات و مسائلت را به ما نگو و اين موضوع به استرس شما اضافه ميکند ولي اين موضوع بين شما و مشاور و متخصصي که با شما صحبت ميکند وجود ندارد در نقشه هايي که از مغز انسان گرفته شده است نشان داده ميشود که زماني که چشم ما باز است مقدار امواج " الفا" (يکي از امواج مغزي که در موقع استراحت بيشتر است)در مغز ما کمتر است تا زماني که چشم ما بسته است. ولي کساني که استرس زياد در زندگي دارند زماني که چشم خود را مي بندند امواج الفا در مغزشان زياد نميشود بلکه " امواج بتا" که در زمان تمرکز بوجود ميايند و استرس را بالا ميبرند در مغزشان زياد ميشود. در اين افراد متخصصين با استفاده از يکي از بهترين و مدرن ترين تکنيکهاي موجود به نام " نوروفيدبک" به افراد ياد ميدهند که چگونه در زمان استرس با انجام دادن تکنيکها، امواج "الفا" در مغزشان توليد کند تکنيک ديگري که متخصصين براي کم کردن استرس و ارامش دادن به بدن استفاده ميکنند "بايوفيدبک" است. با بايوفيدبک از راههاي مختلف بدن شخص ياد ميگيرد خود را به آرامش برساند. يکي از اين راهها تنفس است که به شما مياموزد با تنفس عميق و درست استرس را پايين بياوريد و آرامش را در بدن بوجود بياوريد. راه ديگر تصويري است که به شما ياد ميدهد تا خود را در مکاني که به شما آرامش ميدهد تصور کنيد و از اين راه ارامش داشته باشيد و راه ديگر از طريق جملات تلقيني صورت ميگيرد. که اين راه به شما راه آرام کردن خود و کم کردن استرس را از طريق تکرار يک سري جملات تلقيني ياد ميدهد تکنيک ديگر براي آرامش داشتن "هيپنوتيزم" است. شما ميتوانيد به متخصص مراجعه کنيد و از او بخواهيد که به شما اين کار را ياد بدهد. در هيپنوتيزم اتفاقي که رخ ميدهد اين است که شما ياد ميگيريد که به بدنتان فرمان بدهيد و با اراده آرامش بوجود بياوريد. براي مثال اگر در حالت معمولي بخواهيد که دستتان را بالا ببريد فقط کافي ست که يک لحظه فکر کنيد و مغزتان به بدنتان دستور ميدهد که دست شما را بالا ببرد. ولي زماني که شما در استرس يا عصبانيت هستيد اين کنترل را روي روحيه تان نداريد. با ياد گيري هيپنوتيزم شما اين را مياموزيد که در هر حالتي کنترل کامل روي بدن و روحيه تان داشته باشيد و اگر در حالت عصبانيت به خود ميگوييد که آرام باشيد ميتوانيد آرامش را حس کنيد راه ديگر براي مقابله با استرس "يوگا" ست که تمامي افراد در هر جايي که هستند ميتوانند اين کار را انجام دهند. کمکي که يوگا به بدن ميکند اين است که به ما نوع تنفس درست را ياد ميدهد که مسئله بسيار مهمي است، ما را به بدنمان آگاه ميکند و استرسي را که در تمام نقاط بدن وجود دارد و در تمام ماهيچه هاي بدن هست و به مرور زمان باعث دردهاي ماهيچه اي ميشود را از تمام بدن خارج مي کند و به بدن آرامش مي دهد. راه ديگر استفاده از سي دي هاي آرامش بخش مثل مجموعه خرد زندگي (مطعلق به دکتر زيني) است که از طريق سي دي هاي صوتي مي توانيد آرامش را به بدن خود بازگردانيد در نظر داشته باشيد که استرس هرگز از بين نميرود و هميشه با شماست. براي همين بسيار مهم است که به هر طريقي که برايتان مناسب است و کارآرائي دارد سعي در مقابله با استرس و آرامش دادن به بدن خود کنيد. زيرا که اگر شما پي در پي با استرس باشيد هم به خودتان لطمه ميزنيد، هم باعث مي شويد که بيشتر بيمار شويد زيرا که سيستم ايمني بدن کاهش ميا بد، هم در رابطه با اطرافيان و اشخاصي که برايتان مهم هستند لطمه ميزنيد. اگر شما قدرت و آرامش لازم را براي خود بوجود نياوريد براي ديگران هم کار مثبتي نمي توانيد انجام دهيد دکتر فوژان زيني و فاطمه سعيدي |
||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|||||||||||||||