مقالات  
  واقعيت چيست؟  
واقعيت در علم روانشناسي يک برداشت ذهني است . ما در دنياي هستي از يک طرف با يکسري پديده هاي قابل لمس روبرو هستيم و از طرفي ديگر با فرهنگ وزبان و تجربياتي که توسط آنها دنياي ذهني ما ساخته مي شود . برمبناي اين دنياي ذهني است که ديدگاهها و برداشتهاي ما شکل مي گيرد و براي خود چيزي به نام واقعيت را مي سازيم

واقعيتها اصولا به دوشکل وجود دارند : واقعيتهاي عيني، که همه ما بر سر وجود آنها به يک توافق جمعي رسيده ايم ، مانند وجود عيني ماه ، ستارگان و ساير اشياء موجود درجهان هستي؛ و واقعيتهاي ذهني، که الزاما برنوع وجود آنها توافق جمعي وجود ندارد بلکه هر کس بر اساس ذهنيت خودش برداشتي از دنياي پيراموني مي کند

اما دنياي پيرامون خودمان را چگونه مي شناسيم ؟ دنياي پيراموني ما بر اساس يافته هاي تجربي مان ساخته مي شود و براساس همين يافته هاي تجربي است که علم فيزيک بوجود مي آيد . زيرمجموعه ايي از علم فيزيک که سرکارش با ملکولها و نحوه ترکيب وارتباطات آنهاست علم شيمي را مي سازد. زير شاخه ايي از علم شيمي، آنجا که به بررسي سلولها وياخته ها مي پردازد علم زيست شناسي را بوجود مي آورد و زير شاخه ايي از علم زيست شناسي است که علم روانشناسي را مي سازد. بنابراين اگر يک هرم را متصورشويم در راس آن علم روانشناسي وجود دارد و درقاعده اين هرم يافته هاي تجربي ما . در فيزيک کلاسيک مبحث اساسي برسر ارتباط اجسام بي جان و بي هوش با محيط است . اما امروزه در فيزيک نوين پيچيده ترين پديده عالم هستي که همانا مغز آدمي و هوشياري آن است مورد بررسي قرار ميگيرد ؛ ودر اينجاست که ارتباط دو علم فيزيک و روانشناسي پديدار مي شود . مغز تمامي انسانها داراي يک ساختارمشترک فيزيکي است ولي انچه که آنها را از هم متمايز ميسازد ذهن آنهاست . ذهن يعني مجموعه ايي از تجربيات و احساسات که براساس آنها نحوه تفکر، انديشه ، اراده و تصميم گيري انسانها شکل مي گيرد

در نظريات جديد علمي رابطه روانشناختانه ذهن با ماهيت فيزيکي مغز مطرح مي شود . بر اساس نظريا ت فيزيک کوآنتومي است که پل ارتباطي ميان روان و فيزيک به ميان مي آيد

در فيزيک کلاسيک چنين مطرح ميشود که واقعيت يک پديده عيني است ؛ بنابراين تنها يک واقعيت وجود دارد . براساس چنين فرضيه ايي فکر انسانها به مانند ماشيني فرض ميشود و هر کنشي تنها داراي يک واکنش است و همه چيز با داشتن کامل شرايط اوليع قابل پيش بيني است . براي اولين بار در فيزيک کوآنتومي بود که مسئله پيش بيني ها با احتمالات جايگزين شد. طبق اين نظريه از هر واقعيتي ميتوان تعبيرهاي متعددي داشت. ارتباط بين هوشياري و تعبير از واقعيتها نيز در فيزيک کوآنتومي مطرح مي شود . البته بايد توجه داست که از « هوشياري »، حتي هنوز در علم روانشناسي هم تعريف کامل و قانع کننده ايي نشده است

:برسر درستي فيزيک کوآنتومي دو نظريه وجود دارد

ــ تعبير انيشتن که اعتقاد داشت فيزيک کوآنتومي ناقص است و احتياج به تعبير وتفسير بيشتري دارد

ــ تعبير عمل گرايانه اي که اعتقاد دارد تا زماني که اين تئوري از ميا ن تمام آزمايشها ي دقيق علمي سربلند بيرون مي آيد دليلي براي کنار

گذاشتن آن وجود ندارد . در راستاي اين اعتقاد است که تعبيري ديگري به نام تعبير کپنهاگي مطرح مي شود که در آن فيزيک کوآنتومي تنها به ذرات اتمي و زير اتمي مربوط مي شود و هيچ ارتباطي با دنياي بزرگ و انسانها ندارد و بايد فقط درحد اتم و مشتقات آن تعبير و تفسير شود . اما درتعبير فون نويمن رياضيدان نظري بديل اين نظريه مطرح است: چگونه مي توان تفکيکي به اين بارزي ميان جهان کوچک و بزرگ قايل شد . مگر غير از اين است که جهان کلان بر اساس جهان ريز ساخته شده است . مگر نه اينکه تمام پديده ها از يک سري اتم ساخته شده اند و اتم ها از پروتون ونوترون و الکترونها تشکيل شده اند

ِاِورِت فيزيکدان ديگري است که بر اساس درهم تنيدگي کوانتمي و نظريه ي دنياهاي موازي را مطرح ساخت. او معتقد است که واقعيت يک مسئله عيني نيست بلکه کاملا ذهني است ؛ بنابراين هر کس ميتواند تعبير خودش را از واقعيتها داشته باشد و به اندازه تعداد انسانها بر سر هر پديده ايي مي تواند تعبيري از واقعيت وجود داشته باشد

بنابر تفسير اورت، شما در هر لحظه ايي که تصميم گيري ميکنيد ممکن است چند حالت براي شما بوجود آيد ؛ چرا که فيزيک کوآنتومي با احتمالات سر و کار دارد؛ يعني در هرزماني که تصميم گيري مي کنيم دنياي ديگري براي ما باز مي شود .براي روشن :شدن اين مطلب، مثالي مي زنيم تا تئوري دنياهاي موازي را بيشتر توضيح داده شود

دختر وپسر جواني با هم آشنا مي شوند، در وعده ملاقات پسر دختر را به شام دعوت مي کند . در اين جا دو حالت تصميم گيري براي دختر مي تواند رخ بدهد

الف ــ دختر دعوت پسررا نمي پذيرد و اين امکان بوجود مي ايد که بين آنها ديگر ملاقاتي صورت نگيرد

ب ــ دختر دعوت شام پسر را مي پذيرد و بين آنها گرما و صميميت بيشتري ايجاد مي شود که احتمالا به ازدواج آنها و تشکيل خانواده منجر مي شود

بنابراين مي بنيم که در اينجا دو دنيا با دو نتيجه مختلف در حال بوجود آمدن است . البته بايد توجه داشت که بين اين دنياها هيچ گونه ارتباط علّي نمي تواند برقرار شود و هر يک از آنها مستقلا آينده را خواهند ساخت

:حال مثالي براي توضيح تئوري احتمالات

در بازي هاي شطرنج کامپيوتري شايد بيش از هزاران نتيجه گيري برنامه ريزي شده باشد ؛ اما اينکه چگونه نتيجه اي از بازي شما بدست آيد ؛ تنها بستگي به آن دارد که شما چه عملي را انجام دهيد . يعني از هرجايي که شما انتخاب عمل بکنيد يک نتيجه مختص به خودش بدست مي آيد

تا قبل ازپيدايش فيزيک کوآنتومي تصور ما چنين بود که وقتي از الکترون صحبت مي کنيم الکترون ذره ايي است که در جايگاه بخصوص خود قرار گرفته است . اما امروز بر اساس فيزيک کوآنتومي و آزمايشهاي بدست آمده مي دانيم که الکترون از خود گاهي خاصيت ذره نشان مي دهد و گاه خاصيت موج . عجيبتر آنکه بر اساس اصل برهم نهي يک الکترون مي تواند همزمان در دوجاي مختلف قرار داشته باشد و تنها زماني ميتوانيم بگوييم آن ذره در کجا قرار گرفته است که مورد نگرش يک نفر قرار بگيرد . در اين مورد اصطلاحا گفته ميشود که تابع موج الکترون که حاوي اطلاعات محل قرارگيري الکترون است مي رُمبد . از آزمايشهاي فوق نتيجه گرفته مي شود که تنها اين من و شما هستيم که مي توانيم بگوييم اين الکترون درکجا قرار گرفته است . بنابر تعبير فون نويمن و اورت، آنچنان که فيزيک کوآنتومي برروي ذرات اتمي و زير اتمي حاکم است بر روي تمامي اجسام ماکروسکوپي وکلان مانند انسان نيز صادق است

بر اساس نظريات فيزيک کوآنتومي و فلسفه پسا مدرن واقيعت مطلقي وجود ندارد . معمولا انسانها تصور مي کنند ؛واقعيت همان چيزي است که آنها مشاهده کرده اند و هماني است که آنها مطرح مي کنند . اما اگر بدانيم که از نظر هرکسي واقعيت مطلب مي تواند آن طور باشد که به چشم او آمده است تاثير مثبتي بر روي روابط اجتماعي خود گذاشته ايم .گاه هنگامي که چند نفر مشترکا شاهد رخ دادي بوده اند ؛ هنگامي که از آنها سوالاتي در مورد نحوه چگونگي آن مي شود ؛ هر کدام تفسير جداگانه خود را از چگونگي آن دارند و هر کدام مي توانند معتقد باشند براشت خودشان عين واقعيت است . در صورتي که « عين واقعيت » بي معني است . براي هرکدام از آدمها يي که در آن واقعه حضورداشته اند و آن رخداد را مشاهده کرده اند واقعيت مي تواند همان باشد که آنها برداشت کرده اند. همانطور که اشاره شد اگربر مبناي فيزيک کوانتمي و فلسفه پسا مدرن به اين امر واقف باشيم که واقعيت مطلقي وجود ندارد ؛ از به وجود آمدن خيلي از دعاوي که براساس اين است که چه کسي واقعيت را مي گويد وچه کسي اشتباه کرده است جلوگيري کنيم . هنگامي که ما معتقد باشيم هرکس اين حق را دارد که برداشت و تجربه فردي خود را از وقايع و پديده ها داشته باشد بسياري از مسايل و معضلات جامعه بشري از ميان خواهد رفت

دکتر فوژان زيني و دکتر علي نيّري